آنگاه که محمد اسلام را به اعراب معرفی نمود و زنجیر از پای آنان گشود. بردگان شیفته او شدند چرا که انسانیت را به آنان بر می گرداند و آزادی را هدیه می داد. محمد رفتار ها را تغییر داد از اعراب خشن و تند خو انسانهایی با خصلت و ویژگیهای متفاوت ایجاد نمود سعی کرد تا به آنها موقعیت ها را بشناساند و خشونت را در وقت موقع تعریف نماید.
بزرگترین علت گرایش به دین محمد در زمان حیات خود همین عامل بوده است. در طول تاریخ نیز هرگاه افرادی سعی نموده اند تا بشر را از قیود ضد انسانی رها نمایند مردمان را به سوی خود جلب کرده اند.
در زمان شکل گیری انقلاب اسلامی نیز دلیل گرایش مردم شعارهای آزادی گونه آیت الله خمینی بود اما بعد از انقلاب به دلیل جو و نیاز موجود کشور امکان برقراری و بسط شعارها را ایشان پیدا نکردند و البته عمر شان نیز کفاف نداد تا بتوانند در شرایط عادی به اداره مملکت بپردازند.
اسلاف ایشان نمی دانم چقدر با عقاید به جا مانده موافق می باشند اما نه تنها راهی به خلاف طی می کنند بلکه سعی و اهتمام دارند تا آزادی های بشریت را از ایرانیان سلب نمایند حق بیان، حق پوشش، حق شاد بودن و... که باعث شده تا نشاط از جامعه ایرانی رخت بر بندد. ضد دین بودن امروز به عنوان شاخص رشد و توسعه یافتگی نزد جوانان مطرح است من را به دلیل دینداری امل و سنتی خطاب می کنند. دینداران نیز مرا کافر و مرتد خطاب می کنند.
بهر حال با حاکم کردن دین و حاکم شدن محافظین دین هیچ نشانی از دین آزادی و رحمت و انسانیت یافت نمی شود.
ای کاش حکام حداقل برای ابقای خود از کیسه دین خرج نمی نمودند.
