تبليغاتX
راه حلی برای آینده

راه حلی برای آینده

اگر به تعريف رقابت دقت بيشتري كنيم در مي تبيم كه با مفهوم عدالت داراي تناقصاتي مي باشد. در رقابت حتما يكي برنده خواهد بود و بيشتر از بقيه منافع بدست خواهد آورد. اين اصل را شايد بتوان مهمترين شاخص توفق بين دو تفكر حاكم بر دنياي كسب و كار امروزي دانست كه عبارتند از كاپيتاليسم و كمونيسم. البته اين دومي بسيار كم رنگ تر شده و تنها كشورهاي واپسگرا و پوپليسم به اين رويكرد روي خوش نشان مي دهند.

در قاموس رقابت آنكه قويتر است برنده است و ضعيف به حكم ناتواني به مرگ محكوم مي شود. بله در ظاهر رقابت غير اخلاقي ناپسندو مشكلات عديده اي را براي نظامهاي اجتماعي و شخصيتي توليد مي كند. اما تجربه نشان داده است كه رشد و توسعه در اثر رقابت بوجود مي آيد و با اتخاذ راهكار صحيح مي توان به از بين بردن آثار سوء رقابت كمك نمود. براي مثال در آمريكا حداقل در آمد روزانه 8 دلار بوده حال آنكه در كوبا ميانگين درآمد در جامعه از 8 دلار تجاوز نمي نمايد. اگر چه هزينه ها در آمركال بالاتر است اما اين موضوع بيانگر قدرت بالاتر اقتصادي آمريكا مي باشد. در اين مقايسه به وضوح تاثير گذاري نهادينه نمودن رقابت آزاد در برابر عدالت مشخص است. رمز موفقيت آمريكا بر دو اصل اساسي استوار است.

1-     رقابت

2-     برنامه ريزي

 

اما سازمانها در اين چنين شرايطي (محيط رقابتي) فرايندي بس پيچيده و مشكل را پيش روي دارند. محيط رقابتي آنقدر فشرده است كه مجال فعاليت در زمينه هاي مختلف را فراهم نمي آورد و هر گونه فعاليتي در اين راستا كه بخواهد گستره عظيمي از فعاليتها را تحت پوشش قرار دهد محتوم به شكست خواهد بود. لذا از اولين ملزومات فعاليت در محيط رقابتي امروز ( البته بغير از محيط ايران ) برنامه ريزي به جهت تخصيص منابع به بهره ور ترين شكل ممكن به منظور دسترسي بيشتر به منافع. كاملا مشخص است زماني كه تفكر بر اين منوال است همه به يك اندازه سو د نبرند و شايستگان موفق تر خواهند بود بنابر اين استراتژي عملا با مفهوم  خاص آن يعني برنامه ريزي براي بهره برداري بهتر از منابع براي برنده شدن پس در تفكر كمونيسم يا سوسياليسم كه معتقد است همه بايد به يك اندازه سهم ببرند استراتژي كاربردي ندارد. براي اجرايي كردن استراتژي به ابزاري نياز است كه آنرا تكنولوژي  مي نامند. در بخشهاي بعدي بطور مختصر در باب روند تدوين استراتژي و سپس در مورد استراتژي هاي معمول در دنيا و سپس بحث مفصلي پيرامون تكنولوژي خواهيم داشت

 

راه حل: نظرات شما دوستان در اصلاح تفكري كه در حواشي آن سخن رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:29  توسط م.ط  | 

با جستجوي ساده در اينترنت بيش از 100 ميليون سايت را مشاهده مي كنيد كه در تعريف رقابت مطلب افشاني مي نمايند

اما محتوي آنها يكسان است و در يك جمله تلاش براي دست يابي به اهداف بهتر از ديگران براي موفقيت در اين راستا بايد قواعد بازي را بلد بود آنچه در پست بعدي به آن اشاره خواهم كرد تعريفي جديد از رقابت و نيازمنديهاي آن در قالب نهادينه شدن مفهوم خواهد بود و سپس ارتباط آنها را با ساختار سازماني و در نهايت با چگونگي تاثير آن در توسعه شرح خواهم داد.

  • A business relation in which two parties compete to gain customers; "business competition can be fiendish at times"
  • Contest: an occasion on which a winner is selected from among two or more contestants
  • The act of competing as for profit or a prize; "the teams were in fierce contention for first place"
  • Rival: the contestant you hope to defeat; "he had respect for his rivals"; "he wanted to know what the competition was doing"
    wordnet.princeton.edu/perl/webwn
  • Competition is the act of striving against another force for the purpose of achieving dominance or attaining a reward or goal, or out of a biological imperative such as survival. Competition is a term widely used in several fields, including biochemistry, ecology, economics, business, politics, and sports. Competition may be between two or more forces, life forms, agents, systems, individuals, or groups, depending on the context in which the term is used.
    en.wikipedia.org/wiki/Competition
  • A formal evaluation of sources that uses pre-established rules (eg, the FAR and OMB Circular A-76) to provide a commercial activity. Competitions between private sector sources are performed in accordance with the FAR. Competitions between agency, private sector, and public reimbursable sources are performed in accordance with the FAR and OMB Circular A-76, dated May 29, 2003. ...
    www.dodea.edu/CSPO/definitions.htm

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 12:16  توسط م.ط  | 

شايد تعداد زيادي از ما راه حل مقابله با پراكنده گويي را بدانيم بله ساختار مناسب. يا به عبارت ديگر تفكيك وظائف از يكديگر و ارتباط آن با تخصصها. امروزه عبارت ساختار سازماني ابدا واژه غريبي به حساب نمي ايد همه انرا مي شناسند و اولين نكته  اي كه پيرامون يك مجموعه به ذهن مي رسد نوع فعاليت و ساماندهي  اش مي باشد.

جالب است با اين همه كستردگي هنوز ساختار سازماني به خوبي در ايران جا نيافتاده و مفاهيم اصلي ان با نوع كاركردش در جامعه فاصله بسيار دارد. اين موضوع نه تنها در شركتهاي كوچك و متوسط بلكه در سازمانهاي ملي و بزرگ و حتي در كل جامعه به عنوان معضلي به نام بوروكراسي شناخته مي شود بطوريكه به جاي حل مشكلات تبديل به رشتهاي از طنابها شده كه موجب بسته شدن دست و پاي افراد و سازمانها و در كل جامعه شده است. همين عامل باعث گسترش هر چه بيشتر فرهنگ پراكنده گويي شده است.

يكي از پروژهاي پزرگ كشور در سال گذشته به علت رشد قابل ملاحضه اش توانسته رتبه اول را كسب كند و به عنوان پروژه نمونه در كشور انتخاب شده است . به شهادت اكثر مديران ارشد پروژه و مسئولين ان عمده ترين مزيت اين پروژه ساختار مناسب ان مي باشد

بديهي است هر نوع سازمان و با هر نوع فعاليتي ساختار خاص خود را مي طلبد. در طراحي سازمان به نظر مي رسد بايد به سه نكته اساسي توجه داشت

1-     توان رقابتي

2-     ارتباطات درون سازماني مطلوب

3-     فرهنگ سازماني

 

در پي نوشته هاي بعدي سعي خواهد شد تا در اين موارد به ذكر مسائلي پرداخته شود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 12:28  توسط م.ط  | 

بزرگي مي گفت در ايران نخبه كشي يكي اتز ويژگيهاي بارز اين جامعه است. اولا نخبه كيست، به نظر من نخبه كسي است كه در زمينه خاص جلوتر از جامعه فعلي در حركت است و ضمن فهم مشكلات راه حل منطقي براي آن ارائه مي دهد.

وقتي از پديده پراكنده گويي در جامعه ايران سخن به ميان آورده شد و گفتيم كه هر كس خود را مختار مي بيند تا در زمينه هاي گوناگون اظهار فضل مي كند. بنابراين آن فردي كه عمر خود را صرف تحقيق در زمينه خاص مي نمايد قطعا از هيچ تمايز و ويژگي برخودار نمي باشد. در اين جامعه بر عكس نخبه كسي است كه هنگام مجال سخنراني از هر دري تفقدي بنمايد و از انرژي هسته اي تا آداب دستشويي رفتن را شرح و بسط دهد و چنان حرف زند كه گويي سالها پيرامون هر موضوعي تحقيق و مطالعه نموده است. بنابراين در يك چنين جامعه نمتوان دل خوش كرد كه نخبه را در يك تعريف جهان شمول بپذيريم نخبه بقيه دنيا در ايران افرادي زايد براي كشور و تنها مصرف كننده منابع اين مرز و بوم مي باشند.

به همين دليل است كه علي رغم مباحث زياد در باب فرار مغزها در كشور هيچ اقدام موثري انجام نشده است اساسا اعتقادي به نخبه بودن افراد مهاجرت كننده وجود ندارد. اخيرا نيز در يك طرح جالب توجه (پژوهشي) اعلام شده است كه نيازي به سرمايه گذاري بر روي حفظ نخبه ها در داخل كشور نيست چون اين افراد با كم ترين هزينه و در كوتاه ترين زمان مي توانند هر وقت كه نياز باشند در اختيار ما قرار گيرند. خدا را شكر كه امروزه اينترنت هست و گرنه اين طرح به شكست مي انجاميد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 12:40  توسط م.ط  | 

سلام امروزفرهنگ پراکنده گویی  و اثرات آن در سطح خانواده و فامیل را دی یک وبلاگ دیگر پیدا کردم جالب است بخوانید.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 9:35  توسط م.ط  | 

گله داريم از ديكتاتوري، گله داريم از عدم احترام گذاشتن به عقايد، گله داريم از عدم آزادي بيان، گله داريم از .... آيا تا به حال فكر كرده ايم كه ريشه اين مشكلات در كجاست چرا هر كسي بر سر كار مي آيد بطور ناخود آگاه تاب ندارد بشنود تسخن نقد را. چرا اصولا در زير سايه اسلام به يكي از اساسي ترين اصول آن ( و امرهم شوري بينهم) عمل نمي كنيم. حتي در خانواده هاي مذهبي و هر چه مذهبي تر مي شوند اجازه اظهار ننظر كم رنگتر مي شود و در فضايي كه سنتي ترند و اصول گرا تر ( اتاق بازرگاني) فضاي نقد و رقابت تقريبا از بين رفته. در داخل شركتها و سازمانها كارشناسان عملا تقلايي بيهوده مي كنند و مديري حتي بدون در نظر گرفتن نظر آنها تصميم گيري مي كند. جالب است كه اين ماتريس فرهنگي به قدري قوي است كه اكثر افراد اينگونه رفتار مي كنند.

چند سال قبل از روي اقبال در مذاكره اي شركت داشتم كه يك طرفش شركتي فرانسوي و طرف ديگرش شركتي ايراني با پيشينه قوي كار پيمانكاري حضور داشت. مذاكره 8 ساعت به طول انجانيد. مدير فرانسوي در كل 10 دقيقه بيشتر سخن نگفت و مدير ايراني بيش از 6 ساعت سخن راند و از هر بابي اظهار نظر كرد علامت تعجب را مي توان در چهره مدير فرانسوي خواند. نتيجه واضح است مذاكره به نفع مدير فرانسوي به پايان رسيد و آنها كامنلا راضي بودند حال آنكه ما بعد از گذشت 3 ماه از عقد قرارداد فهميديم كه چه اشتباهي كرده ايم.

اگر اعتماد متقابل بين افراد يك سازمان و يا يك جامعه شكل بگير و اطمينان حاصل شود از تخصص ديگران اين فرهنگ نيز به تدريج از ذهنمان خارج خواهد شد.

 

راه حل: 1- از اين پس هر انكه را فقط در حيطه تخصصي خود اظهار نظر ميكند عالم بناميم

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 10:11  توسط م.ط  | 

آقاي هافستد در چندين سال قبل به سفارش شركتIBM تحقيقي پيرامون 45 كشور جهان و تجزيه و تحليل آنها مبني بر 4 عامل اصلي انجام داده است. يكي ار آن عوامل گرايش به فرد گرايي يا تمايل به فعاليتهاي جمعي بود. ايران به مانند آمريكا، كانادا و ... داراي روحيه فرد گرايي تشخيص داده شد. پس از آن دول محترم كشورهاي توسعه يافته مبتني بر ساختار اجتماعي و فرهنگي خود به تدوين برنامه اي پرداختند تا كار تيمي را رونق بخشند و امروزه بسياري از شركتهاي بزرگ دنيا بر اين مورد تمركز زيادي دارند. در ايران نيز با توجه به پيشينه تاريخي نه تنها گامي به جلو برداشته نشده بلكه هر روز بيشتر در فرد گرايي پيش مي رويم. اين پديده اثر دو سويه دارد با اظهار نظر در همه موارد توسط يك فرد.

راه حل: توسعه فرهنگ تمركز بر كار تخصصي در آينده بيشتر بحث خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 10:47  توسط م.ط  | 

وقت طلاست، در ايران اين جمله هيچ معنايي ندارد نه براي دولت مردان، نه براي آحاد مردم و نه براي من و تو، به راحتي وقت خود را خرج امور بيهوده مي نماييم.

مثلا پيرامون هر موضوعي اظهار نظر مي نماييم. امروزه بحث فوتبال گرم كننده هر محفلي است. هر كس از زاويه ديد خود به رويداد بزرگ جام جهاني نگريسته و عملكرد تيم ملي را نقد و بررسي مي كند. چنان سخن مي پراكند كه انگار دوره حرفه اي مربيگري را تحت نظر فابيو كاپلو ديده. در زمان ديگر در باب انرژي هسته اي سخن مي راند و سياستهاي دولت را به چالش مي كشد يا از روند اين علم در دنيا اطلاع رساني مي كند. طبيعي است در چنين مواردي نيز منبع خبري كاملا موثق اما نامرئي است كه گويي سالها پيرامون آن تحقيق و تفحص نمودخ و به نتايج جالبي هم رسيده است. اگرچه تا كنون پيرامون علت عقب افتادگي كشور نسبت به مناطق توسعه يافته تحقيقي صورت نگرفته است اما يكي از علل آن همين پراكنده گويي هاي ملت در تمام سطوح جامعه است. چرا كه؛

جامعه به مثابه يك سازمان داراي دوره عمر خاصي است. ابتدا آفريده مي شود، رشد كرده و به بلوغ مي رسد و سپس تنزل مي يابد آنچه ايران در اين مقطع به آن گرفتار آمده وضعيت افول است حال به هر دليلي. براي رهايي از اين وضعيت، راه نجات توليد خلاقيت و اجراي نوآوري در زمينه هاي مختلف است. آيا اساسا بدون دو عامل مهم تخصص و تجربه خلق نوآوري موثر امكان پذير است؟!!! و تخصص مگر به  دنبال تمركز حاصل نمي شود. پس نتيجه مي گيريم كه از هر دري سخن گفتن و فكر و ذهن را به صورت پراكنده مشغول نگه داشتن از توسعه عادت تمركز و در نهايت ايجاد تخصص جلو گيري مي نمايد كه در نهايت منجر به توليد چرخه ناقص نوآوري و افول هر چه بيشتر كشور مي گردد.

راه حل: توسعه فرهنگ تمركز بر كار تخصصي. در پستهاي بعدي در اين مورد بيشتر توضيح داده خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 13:58  توسط م.ط  | 

امروز آمدم تا نگاهی دیگر بر روند جاری زندگی داشته باشم

برای گریز از روزمرگی و عوام زدگی باید بر مبنای تخصص موارد را بررسی نمود و من هم سعی می کنم  مسائل را از دیدگاه تخصصی علمی خود نگاه کنم اما شاید بر مبنای عقیده برای هر نقدی باید راه حلی و یا جایگزینی را نیز ارائه نمود.

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 9:53  توسط م.ط  |